تبليغاتX
وب ننوشت !

وب ننوشت !

در اين صفحه من در حد مطالعات خود بر اساس اسلام واقعي در جهت تصحيح و تكميل وبنوشت ابطحي خواهم نوشت

قابل توجه بازدید کنندگان :

قسمتی از مطلب جدید کلبه اندیشه را برای وبنوشت فرستادم

وبلاگ کلبه اندیشه: من با صدای بلند اعلام می کنم که هم اصولگرا هستم و هم اصلاح طلب! به عبارت دیگر معتقدم بسیاری از مدعیان اصلاح طلبی و اصولگرایی نادانسته و ناخواسته و برخی هم عالما و عامدا به راههایی می روند که نه اصولگرایی حقیقی است و نه اصلاح طلبی واقعی

این آزادمنشی است که در عین مخالفت با مدعیان فعلی اصولگرایی و اصلاح طلبی که با چماق شخصیت زدگی به خیلی از بحثهای علمی میدان نمی دهند به مفهوم واقعی هم اصولگرایی و هم اصلاح طلبی است. ( فرق اصولگراها و اصلاح طلبان ما در بت ساختن از شخصیتها عمدتا فرق مصداقی است نه موضوعی به این معنا که اصولگراها با عناوین مختلف بحث علمی در مواضع امام خمینی و آیت الله خامنه ای و ... را جایز نمی دانند و اصلاح طلبان مبنای اندیشه های شریعتی و خاتمی و ... را وحی منزل! می دانند و جالب این است که همه اشخاصی که ذکر کردیم مخالفت خود را با این کار بارها اظهار کرده اند افلا تعقلون؟؟!! )

(۲۹ خرداد ۱۳۸۵ - ۱۹:۳۰)


پاسخ: من اصلاح طلبی را نمی شناسم که نقد مبانی شریعتی و خاتمی را وحی منزل بداند.

آن را بطور کامل در اینجا بخوانید :

نه اصولگرایان ! نه اصلاح طلبان !

 با پوزش از همه ، پاسخ این نظرات که صرفا کپی شده اند انشاءالله در آینده نزدیک ثبت خواهد شد. ضمنا قسمت اول نظرات را که فعلا بطور مختصر پاسخ داده شده می توانید ملاحظه فرمایید

دوستان عزیز نمونه دیگری از سانسورهای بی منطق ابطحی را که برایش فرستاده بودم می توانید اینجا  ملاحظه فرمایید. شما بگویید کجایش توهین بوده یا بار حقوقی داشته است که حذف کرده؟

اگر هم بگویید طولانی بوده به نظرات امروز که در پایین می بینید دقت کنید ؛ طولانی ترش را هم آورده است اما آن نظر مرا که از دین حق دفاع کرده ام و جواب شبهه پراکنیش را دادم حذف کرده (؟!). سخن کوتاه ؛ اینها همه چیز حتی دین را به عنوان نردبان ترقی سیاسی خود می بینند...

 کسانی که پابلیش کردن نظرات مخالفی که بی مزه و سخیف می نویسند را دلیل بر دید باز آقای ابطحی می دانند ؛ توجه نمی کنند که اینجور نظرات در واقع به نفع آقای ابطحی است و او را آزاداندیش نشان می دهد در صورتی که اگر حرف حساب بدون جواب باشد که اساس کارشان را زیر سوال ببرد فورا به تیغ سانسور می سپارد. یک روحانی واقعی حداقل وظیفه اش در مبارزه با انحرافات و بدعتها این است که ساکت نبوده و با زبان به انکار بپردازد کما اینکه حضرت امیرالمومنین علیه السلام با وجود تحمل حکومت ظاهری خلفای سگانه در مقابل بدعتها اظهار نظر صریح می فرمودند تا مردم سکوت را حمل بر تایید نکنند. اکنون نمونه ای از نظراتی که بدون پاسخ منتشر کرده و در این وبلاگ پاسخ داده شده است:

نسيم: آقاي ابطحي، از اينكه امروز به ياد دكتر شريعتي مطلب نوشته ايد خيلي خوشحال شدم و از شما به خاطر اين حسن انتخاب متشكرم.
مي خواستم در جواب همه ياوه گوياني كه مذبوحانه تلاش مي كنند ارزش هاي شريعتي بزرگ را كمرنگ جلوه دهند مطلبي بگويم:
من زماني به دنيا آمدم كه متاسفانه دكتر شريعتي ديگر در قيد حيات نبود و بزرگترين افسوس زندگيم اين است كه سعادت نداشتم دكتر را از نزديك زيارت كنم، اما به واسطه مطالعه كتابهاي ارزشمند ايشان بود كه دينم را شناختم و در واقع عملاً اسلام آوردم. در سن نوجواني و تا پيش از مطالعه كتابهاي دكتر، از اسلام همان تعليمات پوسيده اي را مي شناختم كه جامعه سنتي كشورم به زور به خوردم داده بود! و چه بسا اگر تعاليم دكتر نبود امروز ديگر از ايمانم اثري باقي نمانده بود!

درست همان مشکلی است که همه پیروان دکتر دچارش هستند ( جهل مرکب! ) بیچاره همین اظهرات تو نشان می دهد که در اثر مطالعه سمپاشی های آن نوکر لویی ماسینیون دیگر ایمانی برایت نمانده است ...
اما به لطف كلام سحر آميز آن استاد بزرگ، من ايماني دوباره آوردم و امروز هم دينم را كاملتر مي شناسم و هم خالصانه تر به خدايم عشق مي ورزم.
روحش شاد و يادش گرامي باد.

(۲۹ خرداد ۱۳۸۵ - ۹:۵۱)

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 7:35  توسط سیّد روحانی  | 

روزنوشت ابطحی 5 شنبه 1 تیر 1385 (هنوز منتشر نشده است) و نظراتی که سانسور نکرده

عشق وطن : چرا شما با داشتن طرفداران بسیار تامزد ریاست جمهوری نشدید؟لطفا جواب دهید.

(۱ تير ۱۳۸۵ - ۰:۴۹)


پاسخ: شوخی قشنگیه!بابا اینقدر من را دست نندازید.گناه دارم بخدا

وب ننوشت : آخه بعضی از قبلی ها هم همینطور شوخی شوخی رییس جمهور شدند مثلا همین آقای خاتمی قبل از دوره اولش وقتی پیشنهاد کاندیداتوری بهش شد گفته بود بروید یک ... دیگه پیدا کنید! ولی بعد دیدیم که دهها میلیون مردم بدون آنکه بدانند کیست و چه می گوید بخاطر محبوبترین سمبلهای دینی ( یعنی عمامه مشکی ؛ البته با چاشنی رفع تبعیضات و رانتها در دور اول و مظلوم نمایی در دور دوم ) به او رای دادند چه ها شد!!

 
۱ تیر ۱۳۸۵

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 7:33  توسط سیّد روحانی  |